آموزش عربی

آموزش دروس عربی دبیرستان

آموزش عربی

آموزش دروس عربی دبیرستان

انواع اعراب (قسمت اول)

انواع اعراب

 

تعریف اعراب

کلمات هنگامی که در جمله قرار می گیرند نقشی پیدا می کنند. این نقش را با علامت های خاصی نشان می دهند. که به آن اعراب می گویند.

انواع اعراب

1.       ظاهری : این نوع اعراب برای کلمات معرب است. و با علامت های (ــَــًـِــٍـُــٌ)نشان داده می شوند.

معرب به کلماتی گفته می شود که حرکت حرف آخر آن ها با توجه به موقعیت کلمه تغییر می کند.

2.       محلی : این نوع اعراب برای کلمات مبنی است. و در واقع هیچ علامتی وجود ندارد.

3.       تقدیری : این نوع اعراب برای کلمات معربی است که به دلایلی نمی توانند علامت اعراب بپذیرند.

 

اعراب ظاهری

 

اعراب ظاهری به دو نوع تقسیم می شود.

1.       اعراب اصلی : با حرکت های (ــَــًــِــٍــُــٌ) که بر روی آخرین حرف کلمات قرار می گیرند نشان داده می شود.

مثال:

        ذهبَ المعلمُ الی المدرسةِ ( المعلم مرفوع است)

        ذهبَ معلمٌ الی المدرسةِ   ( معلمٌ مرفوع است)

        رأیتُ المعلمَ فی المدرسةِ  ( المعلمَ منصوب است)

        رأیتُ معلماً فی المدرسةِ   ( معلماً منصوب است)

        سلّمتُ علی المعلمِ         ( المعلمِ مجرور است)

        سلّمتُ علی معلمٍ           ( معلمٍ مجرور است)

2.       اعراب فرعی : با برخی حروف که به نیابت از علامات فوق الذکر می آیند نشان داده می شوند. و در موارد خاصی است که شامل

·         مثنی : در اسم های مثنی هنگامی که اسم مرفوع باشد ( ا (الف)) به نیابت از (ــُــٌـ) می آید.

مثال:

       ذهبَ المعلمانِ الی المدرسةِ _ ذهب معلمانِ الی المدرسةِ

 

          در اسم های مثنی هنگامی که اسم منصوب یا مجرور باشد ( یـ (یاء)) به نیابت از (ــَــًــِــٍـ) می آید.

مثال:

       رأیتُ مُعلّمَینِ – رأیتُ المعلمَینِ        ( معلمَینِ و المعلمَینِ منصوب هستند)

       سلّمتُ علی معلمَینِ – سلّمتُ علی المعلّمَینِ  ( معلمَینِ و المعلمَینِ مجرور هستند)

 

نکته:

هر گاه اسمی مثنی باشد (ا) علامت رفع و (یـ) علامت نصب و جر خواهد بود.

   

 

·         جمع مذکر سالم : هنگامی که اسم جمع مذکر مرفوع باشد (و (واو)) به نیابت از (ــُــٌـ) می آید.

مثال :

        جاء المعلمونَ – جاء المعلمونَ     ( در حالت مرفوعی )

                         هنگامی که اسم جمع مذکر منصوب یا مجرور باشد. (یـ (یاء)) به نیابت از (ــَــًــِــٍـ) می آید.

مثال:

        رأیتُ المعلّمینَ – رایتُ معلمینَ     ( در حالت منصوبی)

        سلّمتُ علی المعلمینَ – سلمتُ علی معلمینَ    ( در حالت مجروری)

نکته:

هرگاه اسمی جمع مذکر باشد (و) علامت رفع و (یـ) علامت نصب و جر خواهد بود.

 

·         أسماء خمسة : اسماء خمسة پنج اسم هستند که شامل (أب، اخ، حم، فم، ذو) می باشند. اعراب آن به این صورت می باشد

 

1.       رفع: با (و) می باشد مانند جاء ابوک  - ذهب اخوک

2.       نصب: با (ا) می باشد مانند  رأیتُ أباک   - رأیتُ اخاک

3.       جر: با (یـ) می باشد.    مانند: سلمتُ علی ابیکَ – سلمتُ علی اخیکَ

نکته:

این قاعده در صورتی بر اسماء خمسة منطبق است که این اسم ها (مفرد و مضاف باشند) همچنین به (ی متکلم ) اضافه نشده باشند.

مثال:

ذهب أبٌ  - ذهبَ أبی

رأیتُ أباً – رأیتُ أبی

سلّمتُ علی الأبِ – سلّمتُ علی أبی

 

·         جمع مؤنث سالم : جمع مونث سالم فقط در حالت نصب اعراب آن فرعی می باشد. که در این حالت به جای (ـَــًــ) از (ــِــٍ) استفاده می کنیم.

مثال:

       رأیتُ المعلماتِ – رأیتُ معلماتٍ  (در حالت نصب)

 

نکته:

جمع مونث سالم در حالت رفع با (ــُــٌــ) و در حالت جر با (ــِــٍــ) اعراب می گیرد.

مثال:

جاءت المعلماتُ

رأیتُ المعلماتِ

سلّمتُ علی المعلماتِ

 

·         اسم غیر منصرف (الممنوع من الصرف): این اسم ها در صورتی که مجرور باشند، به جای کسره (ــِــ) فتحه (ــَــ) می گیرند.

اسم های غیر منصرف عبارتند از:

1.       عَلَم مونث : فاطمة، حمزة

2.       عَلَم غیر عربی : یوسف، یعقوب، فرعون

3.       نام شهر و کشور : طهران، مکة

4.       صفت بر وزن أفعَل : أکبر، أبیض

5.       جمع مکسّر هم وزن مفاعل و مفاعیل : مساجد، مصابیح

 

مثال:

السلام علی فاطمةَ الزهراءِ

أرسلنا الی فرعونَ

إلی مدینَ

أ لیس اللهُ بأعلمَ بالشاکرینَ

زیّنا سماءَ الدنیا بمصابیحَ

 

 

نکته:

اسم های غیر منصرف در صورتی که (الـ تعریف) بگیرند یا مضاف بشوند. در حالت مجروری، کسره می گیرند. و قاعده فوق اجرا نمی شود. یعنی اعراب آنها اصلی می شوند.

مثال:

فی المساجدِ مُصلّونَ

فی مساجدِ المدینةِ مصلونَ

 

بارم بندی عربی

بارم بندی عربی دبیرستان


دانلود

معرفه و نکره

معرفة و نکرة

 

تعریف

به اسم هایی که بر فرد یا شیء نامشخص دلالت کند نکره نامیده می شود. مانند مدرسة

به اسم هایی که بر فرد یا شیء مشخص دلالت کند معرفه گفته می شود. مانند المدرسة

 

معرفة

اسم ها ی زیر معرفه هستند. ( خود به خود معرفه هستند )

1.      عَلَم : اسم علم اسمی است که بر فرد یا شیء خاصی از بین یک جنس اطلاق می شود. مثلا نام محمد به یک شخص از جنس انسان اطلاق می شود.

2.      ضمیر : تمام ضمایر زبان عربی معرفه هستند. مانند  انتم، ایاک، هُنَّ، تُم، نا، کَ

3.      اشاره : همه ی اسم های اشاره معرفه هستند. مانند هذا، هذه، اولئک، هولاء

4.      موصول : اسم های موصول هم معرفه هستند. مانند  الذی، التی، مَن، ما، الذین

 

با دو روش می توان اسم های نکره را معرفه کرد.

1.      الـ تعریف : افزودن (الـ) به اول اسم. مانند   (الـ + مدرسة = المدرسة). در این مثال مدرسة نکره است ولی با افزودن الـ به اول آن معرفه شد.

2.      اضافه کردن : هر گاه اسم نکره را به اسم معرفه اضافه کنیم، آن اسم نکره هم معرفه می شود. مانند   (کتاب + محمد= کتاب محمد). در این مثال کتاب نکره است ولی با افزودن آن به اسم محمد معرفه شد.

 

نکته:

1.      اسمی که با (الـ) یا به واسطه (اضافه شدن) معرفه شده باشد ، هرگاه الـ را از اول آن حذف کنیم یا از حالت اضافه شدن خارج شود نکره می گردد.

2.      معمولا و نه همیشه اسم نکره تنوین دارد. کتابٌ، مدرسةً

3.      در صورتی که اسم نکره ی دارای تنوین به اسم معرفه اضافه شود. تنوین آن از بین می رود. مانند

کتابٌ + الرجل = کتابُ الرجل

 

 

 

اسم آلت

جامد و مشتق

اسم الآلة

در سال اول دبیرستان با جامد و مشتق آشنا شدید. اسم الآلة یکی از مشتقاتی است که در سال دوم آن را یاد می گیرید.

اسم الآلة دارای سه وزن است. با این اوزان برای وسایل مختلف اسم ایجاد می کنند.

1.       مِفعال : مانند   مِقراض (قیچی)

2.       مِفعَل : مانند    مِبرَد (سوهان)

3.       مِفعَلة : مانند  مِکنَسة (جارو)

جمله اسمیه

انواع جمله

جمله ی اسمیه

 

در زبان عربی به جمله ای که با اسم شروع شود جمله ی اسمیه می گویند. جمله ی اسمیه از دو بخش تشکیل می شود.

1.       مبتدا : به اسمی که در ابتدای جمله ی اسمیه می آید مبتدا می گویند.

مانند: اللهُ سمیعٌ

2.       خبر : به اسم یا فعلی که بعد از مبتدا می آید و توضیحی درباره مبتدا می دهد خبر می گویند.

مانند: اللهُ سمیعٌ

 

نکته:

در صورتی که اول جمله اسم بیاید سپس بعد از آن فعل باشد. آن اسم فاعل نیست بلکه مبتدا است . و آن فعل خبر می باشد

مانند: اللهُ یسمعُ

در جمله بالا (یسمع) فعل است که احتیاج به فاعل دارد. ولی کلمه ی جلاله (الله) قبل از آن فعل آمده است به همین دلیل نمی تواند فاعل (یسمعُ) باشد. بلکه (الله) مبتدا است و (یسمع) خبر و ضمیر مستتر (هو) فاعل یسمع می باشد.

 

اعراب

در جمله اسمیه مبتدا و خبر هر دو مرفوع (ــُــٌـ) هستند. و اعراب دیگری نمی پذیرند. اعراب های زیر را به خاطر بسپارید.

·         فاعل همیشه مرفوع است

·         مفعول به همیشه منصوب است

·         اسم بعد از حروف جر همیشه مجرور است

·         مبتدا همیشه مرفوع است

·         خبر همیشه مرفوع است

 

انواع خبر

خبر به سه صورت می آید.

1.       مفرد: منظور از مفرد در اینجا (اسم) است. یعنی خبر یک اسم است و فعل نیست. مانند: المومنُ صبورٌ

2.       جمله ی فعلیه: وقتی که خبر (فعل) باشد به آن جمله فعلیه می گویند مانند: المومنُ یصبرُ

3.       شبه جمله (جار و مجرور): هنگامی که خبر متشکل از (حرف جر و مجرور) باشد به آن شبه جمله می گویند.  مانند: النجاةُ فی الصدقِ

 

نکته:

در صورتی که خبر جمله ی فعلیه یا شبه جمله باشد، اعراب آن محلی است. یعنی به جای اینکه بگوییم خبر مرفوع است، می گوییم خبر محلاً مرفوع است.

اعراب محلی در موارد زیر است

·         کلمات مبنی ( ضمایر، اشاره، موصول، ....)

·         جمله و شبه جمله

بنابراین در صورتی که مبتدا یا خبر یکی از موارد فوق باشد اعراب آن محلی می شود.

مانند: أنتم تعلمونَ

در جمله بالا مبتدا ضمیر است (انتم) به همین دلیل محلاَ مرفوع می باشد. همچنین خبر جمله ی فعلیه می باشد (تعلمون)به همین دلیل محلاً مرفوع است.